اي عمر سرخي رنك لاله ها از خون توست تيغ شمشير عدالت تا ابد ممنون توست شام تاريك بشر را نور باران كرده اي عالمي زرد و خزان را نو بهاران كرده اي ريشه كن شد بايه هاي مشركين از نام تو شد مضاعف قدرت اسلام و دين از نام تو شد نهال دين احمد از جهادت بارور عالمي را بر ز عدل و داد كردي اي عمر كاش ميبودي در اين عصر بر از ظلم و جفا مينمودي جهره ي ظلم را سيا كاش ميشد بار ديكر مردي از نسل عمر بيش روي زوركويان باز ميشد جلوه كر كاش فاروق اعظم از افق هاي اميد رادمردي داد كستر بار ديكر ميرسيد از عمر بايد كه رسم زندكي اموختن از جراغش شعله اي در بزم خود افروختن بايد از درياي عدلش جون علي را ياور كرفت تيركي هارا زدود و زندكي از سر كرفت سيرت زيباي فاروقي سراسر عدل و جود بايد از ايمان او سرفصلي از وحدت كرفت تا بود جانم دم از صديق اكبر ميزنم ناله هاي عاشقي از بهر عمر ميزنم نام عثمان و علي جون تاج بر سر ميزنم.
عمر شاخه ای گلی از دین اسلام هست گر عمر نبود این همه جان فدای اسلام نداشت
عمر تا جان بر تن دارم یاد تو خواهم بود
یاد هدیه ای که تو بر من بود دین اسلام بود
می شکافم سینم را گر دینی که تو دادی دادی دل ببندم جانم فدای عمر و اسلام
سلام ممنون از اینکه از اهل سنت مطلب گذشتید واقعا سپاس گذارم پاسخ:سلام علیکم برادر. منم از شما به خاطر اینکه به وبلاگ من تشریف اورده اید متشکرم. امیدوارم منو در پربار تر کردن این وبلاگ کمک کنید. با تشکر